صفحه نخست
تماس با من
آرشيو
آلبوم عکس
درباره من
دوستان
نويسندگان وبلاگ mohammad gh
محسن صفری کارچانی
از اینرنت پول در بیارید
هک نایاب
پایتخت غم
۩۞۩ کلیپ و عکس جدید و توپ ۩۞۩
ღミ★ミღاس ام اس+ عكس + كليپღミ★ミღ
دعوا نداریم (کلکل دختر پسر)
دختر و پسرا بیاید تو
دانلود فیلم با لینک مستقیم
عابر خسته
موزیک فا
مدل لباس مجلسي
شعرهای عاشقانه
خدمات رایگان موبایل و کامپیوتر
جدید ترین و کمیاب ترین عکس ها
بهترین سایت تفریحی برای جوانان
عابر پياده روهاي تاريك
کلینیک تخصصی دامپزشکی
هرچی بخوای این تو هست
باحال
دختر آذری
انزلي بلاگ
شهر من انزلي
ملوانيها
فروشگاه آنلاين
شرکت ايرانيان پيشگام
سريال تلويزيوني «نردبام آسمان» تا پايان سال 88 دوباره روي آنتن خواهد رفت. محمدحسين لطيفي كارگردان اين سريال در بخشي از نشست خبري ديروز سريال «نردبام آسمان» گفت: «وجود مسائلي مانند كمي زمان و آمادهسازي آن براي پخش در ماه مبارك رمضان، باعث شد آن طور كه ميخواستيم، اين سريال ديده نشود»
وي تاكيد كرد: «البته با صحبتها و هماهنگيهايي كه تهيهكننده كار با مسئولان سيما انجام دادند، قرار شد ظرف 6 ماه آينده سريال «نردبام آسمان» مجددآً پخش شود.»
«نردبام آسمان» كه محسن علي اكبري آن را در 15 قسمت 45 دقيقهاي تهيه كرده است، از محصولات (الف) مركز سيما فيلم است كه در ايام ماه مبارك رمضان هر شب بر روي آنتن شبكه يك رفت.
وحيد جليلوند ( غياث الدين) ، برزو ارجمند(معين الدين) شبنم قليخاني (ويس)، ويشكا آسايش (آي بانو) ، داريوش كاردان (مسعود طبيب) ، زهرا سعيدي (مادر غياثالدين) ، بهار ارجمند (خورشيد – خواهر غياث الدين) ، مليحه نيكجومند(بي بي) ، عليرضا كمالينژاد (سيد علي آهنگر) ، عليرضا مظفري (كودكي غياث الدين) ، مهدي عطاران (كودكي محمود)، صدف اختر (كودكي ويس) و ... در اين مجموعه بازي كردهاند.
منبع : فارس
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:58
پشت صحنه مجموعه «راه شيري» اپيزود «خط رو خط»
بيتا موسوي: مونا زندي را از مدتها قبل ميشناختم، از زمان فيلم «عصر جمعه.» فيلمي كه مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و جوايز متعدد داخلي و خارجي را از آن خود كرد. چند بار براي گرفتن گزارش پشت صحنه رفتم. دغدغه اجتماعي دارد و هميشه موضوعات خاصي را در اين حوزه نشانه ميگيرد.
«خط رو خط» جديدترين كار اوست كه اين روزها تصويربرداري آن در كوچه پس كوچههاي خيابان فرشته انجام ميشود. اولين بار است كه بخشهايي از يك مجموعه تلويزيوني را كارگرداني ميكند.
اپيزود خط رو خط هم يكي از بخشهاي مجموعه تلويزيوني «راه شيري» به تهيهكنندگي رامين عباسيزاده است كه هر 6 قسمت آن توسط يك كارگردان جوان ساخته ميشود و همه كارگردانان راهشيري عمدتا از فيلمسازان خوش فكر سينما هستند كه نگاه تازهاي را وارد تلويزيون ميكنند.
براي گرفتن گزارش با هماهنگي روابط عموميكار و كارگردان يك روز گرم تابستان من و عكاس روزنامه راهي خيايان فرشته شديم. لوكيشن نزديك باغ موزه دكتر حسابي بود. ساعت نزديك چهار به گروه پيوستيم. لوكيشن خانهاي قديمي با باغي بسيار بزرگ و زيبا بود. ابتداي حياط خانه، سپيده عبدالوهاب تدوينگر كار كه پيش از اين با زندي در فيلمهاي قبلي نيز همكاري داشت، زير سايه يك درخت بزرگ، با همان دقت و حوصله هميشگي خود مشغول تدوين ابتدايي سريال بود.
با زندي و بقيه احوالپرسي كرديم و متوجه شدم زمان استراحت گروه است. آنها طبق برنامهريزي سكانسهايي را كه ميخواستند از صبح تصويربرداري كرده بودند.
با دعوت مونا زندي وارد ساختمان شديم. غزل شاكري طراح صحنه مشغول كار بود و دستيارش با ابزاري در حال خراب كردن سقف و كندن رنگ روي آن بود تا اينگونه به نظر برسد كه انگار سقف در صحنه قبلي به خاطر افتادن يك فرغون از ساختمان كناري آسيب ديده است. بچههاي گروه تصويربرداري هم مشغول آماده كردن دوربين بودند. رويا جاويدنيا بازيگر نقش ميترا كارش تمام شده بود، زندي هم درحال صحبت كردن با يك نابازيگر بود كه نقش «اميرحسين» را بازي ميكرد و قرار بود آن روز مقابل دوربين برود.
عكاس روزنامه تصميم گرفت كار عكاسي را شروع كند. من هم متوجه شدم جاويدنيا آماده رفتن است و امكان دارد ديگر نتوانم با او صحبت كنم. زماني كه در اتاق گريم با او روبهرو شدم، ياد شخصيت بهار در فيلم «شبانه روز» افتادم. نقشي كه به گفته اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي كارگردانان اين فيلم بخوبي ايفا شده بود. او در فيلم شبانه روز نقش همسر سياوش كسرايي را بازي كرده بود.
ابتداي صحبت ما از همين فيلم شروع شد و خوشحال بود كه من شبانه روز را در جشنواره فجر ديدهام. چون هنوز به اكران درنيامده است.
او با خوشرويي درباره فعاليتهاي تازه خود در تلويزيون چنين گفت: بعد از شبانه روز در فيلم تلويزيوني از فرزاد موتمن و اپيزود «تحقير» از همين مجموعه راه شيري به كارگرداني ايرج كريمي بازي كردم. پروژه راه شيري به عقيده من اتفاق جالبي در تلويزيون است. مهمترين ويژگي اين مجموعه حضور بازيگراني است كه در قسمتهاي مختلف ديده و بهگونهاي از يك اپيزود كه متعلق به كارگردان ديگري است به اپيزود كارگردان بعدي ميروند. اين ايده تازه و جذابي است.
البته حتما اشكالاتي بروز خواهد كرد زيرا براي اولين بار است كه اين اتفاق در قالب يك مجموعه ميافتد. اميدوارم اين هماهنگي و حضور اين بازيگران در اپيزودهاي مختلف بخوبي رعايت شود تا مخاطب نيز با آنها ارتباط لازم را برقرار كند.
جاويدنيا كه علاقه خاصي به نقش ميترا دارد اين نقش را نمونهاي از زنان ايراني ميداند، او درباره اين نقش گفت: من در اپيزود «تحقير» نيز در يك سكانس بازي داشتم. البته آن مجموعه قصه خودش را داشت. من در آن اپيزود به دنبال خانه هستم و توسط يك بنگاه املاك براي اجاره به منزل يك نويسنده ميروم كه او نيز منتظر كارگرش است تا كارهاي خانه را انجام دهد و با ديدن من دچار سوءتفاهم ميشود. اين اپيزود طنز جالبي دارد.
اما در خط رو خط نقش اصلي كار به عهده من است. كاراكتر ميترا زني فعال و حق طلب است كه ميخواهد زندگي خود را همانطور كه دوست دارد اداره كند. اما او دست تنهاست و با همسرش هم مشكل دارد. ميترا با تمام مشكلات و مشغلههاي فراوان زندگيش دوست دارد به همه كمك كند. بيش از اينكه هواي خودش را داشته باشد، به فكر ديگران است. به عقيده من موقعيت جذابي دارد. اميدوارم بيشتر زنان ايراني با ديدن ميترا با او همذات پنداري كنند.
ميترا در خط رو خط با وجود داشتن يك فرزند تصميم ميگيرد به خاطر مشكلاتي كه با همسرش دارد براي مدتي از او جدا زندگي كند، اما از هم طلاق نگرفتهاند. قصه اين اپيزود از زماني شروع ميشود كه ميترا در گالري مشغول صحبت كردن با همكارانش است كه موبايلش با موبايل شخص ديگري جابهجا ميشود.
جاويدنيا گزيده كار است. او عمدتا با كارگرداناني چون بنكدار، عليمحمدي، فرزاد موتمن، ايرج كريمي، امير شهاب رضويان و سعيد ابراهيميفر همكاري كرده است. اين موضوع نشان ميدهد كه او علاقهمند همكاري با جوانان است، وي در اين باره گفت: سليقه اين نسل از فيلمسازان را دوست دارم. فكر ميكنم هميشه ايدههاي تازه اي وارد كار ميكنند. من شخصا بازيگر تكنيكي نيستم و بيشتر از حس و حال خودم در بازي استفاده ميكنم. به همين سبب فكر ميكنم حضور كارگردان در يك كار بسيار موثر است و اين هنرمنداني كه شما نام برديد به بازيگر براي ايفاي نقش فرصت ميدهند.
وي درباره آشنايي خود با مونا زندي گفت: من خانم زندي را پيش از فيلم «عصر جمعه» ميشناختم. البته در همين فيلم نيز در سكانسي بازي كردم. بعد از آن در فيلمهايي چون «باغ فردوس پنج بعدازظهر»، «ميناي شهر خاموش» و چند فيلم تلويزيوني ابراهيميفر و فرزاد موتمن نقش هايي را بر عهده گرفتم. «خط رو خط» را كار خوبي ميدانم. فكر ميكنم سوژه اين كار حتي قابليت ساخت يك فيلم سينمايي را دارد. زندي نگاه متفاوتي را در اين مجموعه دنبال ميكند كه اميدوارم اپيزود موفقي شود.
وقتي گفتگوي ما تمام شد، خانم ميانسالي را ديدم كه هم برايم آشنا بود و هم حس ميكردم نگاه مادرانهاي دارد. از بچههاي گروه درباره وي سوال كردم، گفتند او رابعه مدني مادر امير شهاب رضويان است كه پيش از اين او را در فيلمهاي رضويان ديده بودم. خانم مدني در خط رو خط نقش همسر جمشيد مشايخي (آقاي خطاط) را بازي ميكند.
انتخاب بازيگراني چون جاويدنيا، مدني، سينا رازاني و حتي نابازيگران كار كه مخاطب از آنها كمتر گذشتهاي در ذهن خود دارد نشان از نگاه متفاوتي است كه اين كارگردان جوان در كار خود دنبال ميكند.
گروه در سالن پذيرايي خانه مشغول چيدن ميز صبحانه بودند. ميز بزرگي در انتهاي سالن قرار داشت كه مشرف به باغ بود. زندي با احترام جمشيد مشايخي را صدا كرد و به او گفت بازي شما امروز از اين پلان شروع ميشود. سر ميز صبحانه كارگردان جوان به دنبال صندلي نرم و راحتي بود كه بازيگر پيشكسوت سينما روي آن احساس ناراحتي نكند.
علي مرداني بازيگر نقش مراد با عينك طبي بزرگي در اين كار نقش يك كارگر ساختماني را ايفا ميكند كه بعد از تعمير خانه خطاط با وي آشنا شده و سر ميز صبحانه امروز قرار است درباره ازدواج خود صحبت كند و از او مشورت بگيرد.
او سر ميز در صندلي كنار جمشيد مشايخي نشسته است و گروه هم مشغول گذاشتن نان، پنير و گردو هستند تا ميز صبحانه آماده شود. مشايخي با مرداني در حال تمرين ديالوگها هستند. استاد مشايخي با وجود كهولت سن مانند گذشته بخوبي ديالوگها را بيان ميكند. حضور وي در كنار چنين گروه جواني يك موهبت است. آرامش، نوع برخوردش و تسلط وي بر كار ميتواند براي همه كلاس درس باشد.
اين بازيگر برجسته سينما و تلويزيون با وجود تجربه طولانياي كه دارد، احساس نميكند در مقابل «علي مرداني» نشسته كه جاي فرزند او و هنوز شايد اول راه است. با فروتني با او ديالوگها را تمرين ميكند حتي گهگاهي با شوخيهاي خود زمان تمرين گروه را ميخنداند. او مرد بزرگي است و ما هم اميدواريم خداوند او را براي سينما و تلويزيون ما حفظ كند.
گروه همچنان در حال تمرين هستند. در اين پلان قرار است مراد و خطاط درباره مراسم خواستگاري صحبت كنند. در ميان حرفهاي آنها همسر خطاط با سيني چاي وارد ميشود و به مراد تبريك ميگويد. چند بار اين صحنه تمرين ميشود. با صداي زندي كه حالا احساس ميكند تمرين كافي است گروه آماده ضبط ميشوند.
درنا مدني از بچههاي گروه كه در باغ حضور دارند، خواهش ميكند ساكت باشند تا ضبط انجام شود. صدا، دوربين، حركت، كار ضبط اين پلان آغاز ميشود. صحنه بخوبي گرفته ميشود. مرداني و مشايخي براي اينكه كار طبيعي به نظر بيايد، درعين بيان كردن ديالوگ كمي نان لقمه ميكنند و ميخورند. هوا گرم است و كره روي ميز در حال آب شدن است. اين هم از ديگر مشكلاتي است كه تصويربرداري را در تابستان مشكل ميكند.
اين پلان گرفته ميشود و زندي راضي است. اما به دلايلي ميخواهد كار دوباره تكرار شود. برداشت ديگري از اين پلان گرفته ميشود. باز به خاطر گرمي هوا كارگردان از بچههاي گريم ميخواهد عرق روي پيشاني مشايخي را پاك كنند. در برداشت بعدي كه همه چيز آماده است در ميان كار صدايي از بيرون مزاحمت ايجاد ميكند و صدابردار كات ميدهد. بعد از قطع اين صداي مزاحم كار سريع آغاز ميشود. بالاخره برداشت چهارم قطعي ميشود و زندي از بازيگران گروه تشكر ميكند و ميگويد خيلي خوب بود، خسته نباشيد.
كار خانم مدني (همسر خطاط) براي امروز به پايان ميرسد و زندي از وي تشكر ميكند او نيز آماده رفتن ميشود. گروه در حال استراحت خود را براي پلان بعدي آماده ميكنند.
خط رو خط در ارتباط با زندگي چند تا زوج است كه هر كدام مشكلاتي دارند. با جابهجايي دو موبايل اين خانوادهها با هم ارتباط برقرار ميكنند
فرصت خوبي است كه با مونا زندي صحبت كنم؛ دوست داشتم هرچه زودتر درباره خط رو خط اطلاعات بيشتري كسب كنم. البته قطعا صحبت با استاد مشايخي در اولويت قرار دارد، اما متوجه شدم كه او مشغول آماده شدن براي بازي در پلان بعدي است، به همين دليل تصميم گرفتم با وي در فرصت مناسبتري گفتگو كنم.
با زندي به گوشه اي از باغ ميرويم كه كمي از هياهوي صحنه دورتر باشيم و با هم راحتتر صحبت كنيم.
در ابتدا از وي درباره حضورش در تلويزيون و ويژگيهاي مجموعه راه شيري جويا ميشوم، او ميگويد: مجموعه راه شيري قصههاي كوتاه سريالي است كه هر كارگردان 6 قسمت آن را ميسازد و خوشبختانه مانند سريال قرار نيست قصهها كش پيدا كنند تا به نتيجه برسند. اين فرم در عين كوتاهي شكل فيلم تلويزيوني هم ندارد و چيزي ما بين اين دو است.
اين مجموعه از 13 اپيزود 6 قسمتي تشكيل شده كه هر كدام آنها را يك كارگردان با يك قصه متفاوت ميسازد. اما اين اپيزودها از طريق شخصيتها و لوكيشنها با هم ارتباط پيدا ميكنند. خود اين طرح و بخصوص لينك بازيگران براي من جذابيت داشت و فكر ميكنم تا به حال در تلويزيون تجربه نشده است. اگر اين پروژه موفق شود، ميتوان حس كرد كه در تلويزيون نيز كارهاي جديد با نگاههاي متفاوت در حال شكلگيري است.
به هر حال مجموعه راه شيري براي من كه تا كنون با تلويزيون همكاري نكرده بودم، جذابيتها و ويژگيهاي خاصي داشت. تمام كارگرداناني كه با اين پروژه همكاري ميكنند، از نسل جوان سينما هستند كه خود اين موضوع كار را متفاوت ميكند. آنها نگاهي از جنس سينما را وارد تلويزيون ميكنند. اگر كار با همين شكل و كيفيت ادامه پيدا كند ميتوان به نتيجه آن اميدوار بود.
وي درباره فيلمنامه خط رو خط ميگويد: سرپرست فيلمنامه نويسان اين مجموعه احمد رفيع زاده است. او ربط بين قصهها و لينك بازيگران را مشخص ميكند تا اين كاراكترها بتوانند قصه اي را با خود به اپيزود ديگر ببرند و به نوعي مانند يك عابر گذري نباشند و با مخاطب ارتباط لازم را برقرار كنند.
از ابتدا هم كه من به اين پروژه پيوستم قرار بود هر كارگرداني قصه خود را انتخاب كند و خودش كار را بازنويسي كند. از همان ابتدا صحبت از قصه آماده نبود. كار ما نيز در حد يك طرح بود. وقتي قصههاي مجموعه را خواندم از خط رو خط خوشم آمد كه البته عنوانش «پاركينگ» بود. در واقع من ايده جابهجايي موبايل را ازاين كار گرفتم و بعد فيلمنامه را با آزاد جعفريان (پسر حسين جعفريان فيلمبردار) نوشتم كه به خط رو خط تبديل شد.
اين اپيزود از قصهاي اجتماعي و امروزي برخورداراست وطبقه فرهنگي متوسط رو به بالاي جامعه را به تصوير ميكشد. خط رو خط در ارتباط با زندگي چند تا زوج است كه هر كدام مشكلاتي دارند. با جابه جايي دو موبايل اين خانوادهها با هم ارتباط برقرار ميكنند. قصه فيلم، اجتماعي، رئاليستي و مفرح است.
زندي در انتخاب بازيگران مجموعه با دقت و حوصله جلو رفته است، وي در اين باره گفت: از ابتداي قصه كه كار نگارش را دنبال ميكردم تصوير هيچ بازيگري در ذهنم نبود. البته به جز رويا نونهالي. زيرا من هر كاري كه مينويسم در ابتدا به او فكر ميكنم. از زماني كه شخصيت خطاط وارد قصه خط رو خط شد من فقط آقاي مشايخي را مدنظر داشتم. مابقي شخصيتهاي داستان كم كم وارد قصه شدند. بهطور نمونه رويا جاويد نيا را قبل از اينكه در فيلم عصر جمعه با هم همكاري كنيم ميشناختم و حس كردم به شخصيت ميترا داستان ما خيلي نزديك است.
البته رويا جاويد نيا در اپيزود «تحقير» ايرج كريمي نيز در حد يك سكانس بازي داشته است.البته ما در ابتدا اين بازيگر را انتخاب كرديم و وي در اپيزود كريمي بازي كرد.
قصه خط رو خط قصه بازيگر نيست. اگر ما ميخواستيم از بازيگري كه تماشاگر از او ذهنيت دارد استفاده كنيم، خيلي طول ميكشيد تا اين گذشته و ذهنيت را از تماشاگر جدا كنيم و ما در شش قسمت اين فرصت را نداشتيم. به همين دليل سعي كرديم از بازيگراني استفاده كنيم كه مخاطب از آنها ذهنيت كمتري دارد و با همين كاراكتري كه بازي ميكنند به مخاطب معرفي شوند.
وي درباره صحنه امروز چنين توضيح داد، امروز فرغوني از ساختمان كناري كه در حال ساخت است، روي پشت بام خانه خطاط ميافتد و سقف آن را خراب ميكند. ما با همين بهانه وارد خانه خطاط ميشويم. مرداني (مراد) كارگرساختمان است كه حالا بعد از گذشت مدتها با خطاط رفيق شده و با او درباره ازدواج خود صحبت ميكند.
صحبتهاي من و زندي تمام ميشود و دوباره به صحنه برميگرديم. قرار است سكانسي با حضور سينا رازاني (همايون پسر خطاط) و يك نابازيگر (اميرحسين) كه قصد ساخت خانه را دارد، گرفته شود. دختر كوچكي به نام هستي به همراه مادرش وارد لوكيشن ميشوند. همه بخوبي او را ميشناسند با همه دست ميدهد و سلام ميكند. كودك بسيار زيبا وشيريني است او قرار است نقش فرزند اميرحسن را بازي كند.
جاي دوربين نسبت به پلان قبلي تغيير ميكند و گروه اين بار درقسمت پذيرايي را به سمت باغ باز ميكنند. تاب كوچكي در انتهاي تصوير ديده ميشود كه قرار است هستي روي آن بنشيند و همراه با آقاي خطاط تخمههاي گل آفتابگردان را بكنند. در داخل نيز همايون و اميرحسين با هم درباره ساخت خانه صحبت ميكنند.
تمرين انجام ميشود و پس از مدتي دوباره با صداي درنا مدني كار آغاز ميشود. چند برداشت از اين صحنه گرفته ميشود. قرار است مابين صحبتهاي اميرحسين و همايون، هستي وارد خانه شود و بگويد «بابا ببين چقدر برات تخمه چيدم ؟» هستي بخوبي بازي ميكند و تمام برداشتها را دوباره با همان شور ابتدايي تكرار ميكند.
بالاخره اين پلان با نظر زندي قطعي ميشود و كار هستي قصه نيز به اتمام ميرسد. اما همچنان با بچههاي گروه در حال بازي كردن است. خوشبختانه كار استاد مشايخي نيز براي امروز به پايان رسيده است، با زندي به سراغش ميرويم تا بتوانم چند لحظهاي با وجود اينكه خسته است، از صحبتهايش استفاده كنم.
وي درباره حضور خود در خط رو خط گفت: مونا زندي كار سينمايي ميسازد و من معتقدم كساني كه در سينما فعاليت دارند با دقت بيشتري كار را دنبال ميكنند. اساسا كار سينما با تلويزيون بسيار فرق دارد. زندي كارگردان حرفه اي و باسوادي است. در گرفتن تك تك سكانسها، بازيها و ميزانسنها دقيق عمل ميكند. من از اينكه با چنين خانمي همكاري ميكنم، بسيارلذت ميبرم. او جاي دختر من است و اين كار مانند اين است كه پدري در مقابل دوربين دختر خود قرار ميگيرد. مراحل تصويربرداري اين اپيزود به قدري خوب طي ميشود كه من احساس خستگي نميكنم.
مابين صحبتهاي ما هستي ميآيد و براي آقاي مشايخي ميوه ميآورد. او با خوشرويي ميوه را ميگيرد و گوشه لپش را بوسه ميزند.
مشايخي درباره نقش خطاط در اپيزود خط رو خط ميگويد: من وقتي فيلمنامه را خواندم و با كارگردان صحبت كردم او اصرار داشت من اين نقش را بازي كنم و من هم قبول كردم. خطاط در اين قصه با همسر و پسرش همايون زندگي ميكند و مابقي فرزندانش در خارج از كشور هستند. به هر حال به خاطر دوري از فرزندانش غمي در خود احساس ميكند.
ساعت نزديك 7 بعد از ظهر است و كار گروه هم كم كم در حال اتمام است. رامين عباسيزاده تهيه كننده نيز مابين صحبتهاي من و استاد مشايخي وارد لوكيشن ميشود. از آنجا كه ميدانم زياد اهل مصاحبه نيست، فقط با او احوالپرسي ميكنم.
من به همراه مونا زندي از گروه خداحافظي ميكنيم. در راه برگشت با هم درباره انتخاب وزراي كابينه دولت دهم، معاونت سينمايي، جشنواره سينما حقيقت و هر چيزي كه مربوط به آينده سينماي ايران است، صحبت ميكنيم. با وجود كار فشرده امروز، خسته نيست و مشتاقانه دوست دارد كار جديدي را در سينما آغاز كند. نزديك پارك وي از ماشين او پياده ميشوم و اميدوارم بزودي اين مجموعه را كه كار جديد و متفاوتي در تلويزيون محسوب ميشود، ببينيم.
منبع : جام جم
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:57
شيلا خداداد بهزودي كارگرداني يك مستند 33 قسمتي را درباره زندگي ايرانيان خارج از كشور و همنسلان خودش آغاز خواهد كرد. خداداد گفت: بهزودي كارگرداني يك مستند 33 قسمتي را درباره زندگي ايرانيان خارج از كشور و همنسلان خودم، آغاز خواهم كرد.
وي افزود: اين كار در شبكه جام جم توليد ميشود و ظرف پنج ماهي كه براي توليد آن برنامهريزي شده، قصد دارم برپايي شب يلدا و عيد نوروز را در آمريكا به تصوير بكشم.
خداداد گفت: محوريت كار ما روي نسل دوم و سوم ميچرخد اما در قالب اين پروژه مستند به سراغ عدهاي از نخبگان ايراني هم خواهيم رفت.
وي افزود: اين كار با حمايت انجمن غيردولتي ايرانيان و شبكه جهاني جام جم ساخته ميشود و مجري طرح آن انجمن غيردولتي ايرانيان است.
اين پروژه به تهيهكنندگي علي احمدينيا در 33 قسمت 15 دقيقهاي ساخته ميشود.
منبع : فارس
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:55
نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «عبور از پاييز»
نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «عبور از پاييز» در فرهنگسراي رسانه برگزار شد. به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي رسانه، در اين نشست كه با حضور مسعود شاهمحمدي، چنگيز جليلوند، هانيه بساتيني، سيدمحمد سادات اخوي (مجري) و محمدتقي فهيم (منتقد) در فرهنگسراي رسانه برگزار شد، در ابتداي برنامه به مدت 30 دقيقه پشت صحنه و مصاحبه با عوامل سريال «عبور از پاييز» براي حضار پخش شد.
مجري برنامه در ابتداي نشست يادآور شد: تلاش ميكنيم از زحمات هنرمندان قدرداني شود و نقاط ضعف و قوت يك اثر بررسي شود تا ما هر سال شاهد پخش سريالهاي فاخر از تلويزيون باشيم.
براساس اين گزارش، محمدتقي فهيم دربارهي سريال «عبور از پاييز» گفت: اين سريال قابلتأمل بود، اگرچه ميشود با اين سريال سليقهاي برخورد كرد و تعابير گوناگوني دربارهي آن به كار برد، اما من به اين سريال نمره بالاي متوسط ميدهم.
سيدمحمد سادات اخوي در ادامه در مقام مجري گفت: در مورد اين سريال خيلي ميشود بحث كرد و من ميخواهم از آقاي «شاه محمدي» درمورد چگونگي شكلگيري فيلمنامه «عبور از پاييز» و قياس آن با «شاه لير» سؤال كنم.
شاهمحمدي پاسخ داد: اين فيلمنامه چهار سال قبل به تصويب رسيده بود و در اين چهار سال سه بار فيلمنامه نوشته شد. سيناپس اوليه كار 70 صفحه بود و درابتدا قرار بود اين فيلمنامه را «شهرام اسدي» كار كند كه بنا به دلايلي دوم اسفندماه ايشان از ساخت اين سريال انصراف داد و كار به من پيشنهاد شد كه ظاهراً دليل استعفاي «شهرام اسدي» ضعف فيلمنامه كار بوده است.
وي افزود: 25 اسفندماه اين كار به من سپرده شد و حدود 3 ماه كار كرديم تا به يك تفكر محض برسيم. اين كه عنوان ميشود كار شبيه «شاه لير» است، درست است اما نوشته و سيناپس «شاه لير» نيست. من به هرحال اين ادعا و جسارت را ندارم كه بگوييم «شاه لير» است و هر كسي ميگوييد كه اين اثر مثل «شاه لير» است من به آنها ميگوييم كه شما « شاه لير» را نخواندهايد چرا كه پروسه كار اصلاً مثل «شاه لير» نيست.
سپس مجري از «جليلوند» پرسيد ما قبلاً اثري داشتيم به نام «پدر سالار» با بازي «محمدعلي كشاورز»، تلقي شما از قصه «عبور از پائيز» چه بود؟ «جليلوند» در پاسخ گفت: راستش من وقتي به حضور در اين كار دعوت شدم، اصلاً نميدانستم نقشي كه به من محول شده چيست و وقتي فيلمنامه را خواندم، نميدانستم «فرخ» آن قدر آدم مغروري است. حتي پيشتر و زماني كه من جاي «شاه لير» صحبت كرده بودم، به نظرم همه چيز مخصوص خودش بود كه كمتر در كس ديگري ديده ميشد، اما «فرخ» شخصيتي متفاوت بود كه با تصور آقاي «شاه محمدي» خلق شده بود. شخصيتي كه حتي يك كلام اضافي هم نميگويد. من حتي دستم را هم نميتوانستم بالا ببرم و مانند بادبادكي بودم كه نخ آن در دست كارگردان بود.
فهيم دربارهي نقش «فرخ» گفت: به نظر من با اغماض ميشود گفت كه «فرخ» يك شخصيت است و من او را درحد يك تيپ ميبينم. اين كاراكتر براي اولين بار و آخرين بار ديده نميشود بلكه فيلمنامهنويس مطابق معمول، نوشته را وامداري كرده است؛ اما خوشبختانه «فرخ» آن قدرها هم شخصيتي تكراري نيست. معضل اساسي در پرداخت و چينش كاراكتر است كه فيلمسازان از چارچوبهاي شناخته شده براي مردم، بيرون نميآيند. به عبارتي ديگر، كاراكتر هر چقدر بد بد و خوب خوب باشد مورد توجه انبوه مخاطب قرار ميگيرد و به قول خودمان اگر كاراكتر خاكستري نباشد ارتباط با عموم برقرار ميكند.
اين منتقد افزود: در سريال «عبور از پاييز»، از «فرخ» درست و به جا استفاده شده است، چنان چه او حتي قدرت ندارد دست خود را تكان دهد تا از ابهت نيفتد و اين خوشبختانه جواب داده است اما همان طور كه گفتم من «فرخ» را تيپ ميبينم نه يك شخصيت و اين اشكالي هم ندارد چرا كه در وهله اول سريال براي سرگرمي ساخته شده و در كنار آن پيامهاي فرهنگي و اجتماعي هم اگر وجود داشته باشد مطلوب است.
سادات اخوي در ادامه از «هانيه بساتيني» درباره سابقه كاري خود و چگونگي دعوت شدن در پروژه «عبور از پائيز» سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: من فارغ التحصيل كارگرداني تئاتر هستم و كار خودم را هم با تئاتر آغاز كردم و بعد از آن دستيار كارگردان و به برنامه ريزي روي آوردم و به صورت كاملاً تصادفي نقش «لعيا» را بازي كردم.
«شاه محمدي» گفت: در سريال «پدرسالار» شخصيتي كه «كشاورز» ايفا ميكرد، تضاد بين سنت و مدرنيته وجود داشت اما شخصيت «فرخ» در كنار تضاد بين قدرت و مدرنيته بلكه فساد در قدرت هم برخوردار است. در فيلم «پدرخوانده» آن شخصيت «گادفادر» است اما «فرخ» اين گونه نيست و براي طبقه متوسط جامعه هم خلق نشده است ضمن آن كه ما در اين شخصيت، حتي روزمرگي را هم ميبينيم. اين را هم بگويم كه ما در دهه 40 و 50 درباره شازده احتجاب و ساير شاهزاده قجري، آثاري داشتهايم و وقتي ما اين شخصيتهاي مكتوب را داريم، چرا بايد كارمان وام گرفته از كارهاي خارجي ارزيابي شود؟
در ادامه از «شاه محمدي» دربارهي نقش «لعيا» سوال شد كه وي در پاسخ گفت: نقش «لعيا» را قرار بود بازيگر ديگري بازي كند كه مشكلاتي برايش پيش آمد و انصراف داد و خانم «بساتيني» كه جزو گروه كارگرداني بود، جايگزين وي شد. براي اين نقش، 200 نفر تست دادند و در نهايت، هم گروه سازنده و هم سازمان حضور او در اين نقش را تأييد كردند.
«شاه محمدي» افزود: كار «جليلوند» و «بساتيني» در اين پروژه خيلي مشكل بود و مسير سختي را داشتند كه خودشان با عشق و تواني كه در اين كار گذاشتند، توانستند از عهده نقشهايشان به خوبي برآيند.
در ادامه مجري از «چنگيز جليلوند» در مورد تفاوت بازي و دوبله سوال كرد كه وي در پاسخ گفت: دقيقا نميتوانم سوال شما را پاسخ بدهم. به هر حال هر دو كار متفاوت و شيرين است و جالب بود كه من خيلي روي صدايم مانور نداشتم چون كارگردان از من خواسته بود با يك نوع صدا كار كنم.
فهيم در ادامه گفت: به نظر من «جليلوند» واقعاً در اين سريال بازي كرد و نشان داد در اين كار هم مثل دوبله تبحر دارد و بازياش درخور ستايش است. ما هم چون سالهاي سال به صداي ايشان تعلق خاطر داريم، ديدن چهره و بازي متفاوت ايشان، برايمان جالب بود.
وي افزود: در بخش محتوا هم، «عبور از پائيز» سريالي ارزنده محسوب ميشود، چرا كه جامعه ما نياز دارد وقايع جامعه خود را بازگوشده ببيند. همچنان كه ما امروز ميبينيم كه يك تاراج ناعادلانه دارد در اين جامعه صورت ميگيرد و اشرافيگري فاقد ايمان، در اين جامعه مرسوم ميشود. به نظر من حتي ناخنك زدن به اين مشكلات و معضلات را نبايد دست كم گرفت ما به اين نوع سريال ها نياز داريم تا پس از جنگ تحميلي، سرمايهداري سنتي نامشروع را آسيبشناسي كنيم. از اين حيث، اين سريال، با «پدر سالار» (اكبرخواجويي) تمايز آشكار دارد و اين پدر سالار مدرن و به روز است و فقط ميخواهد ديكتاتور باشد و مشكلاتش را به جامعه هم تحميل ميكند.
يكي از مدعوين از كارگردان سريال «عبور از پائيز» در مورد اينكه «عبور از پائيز» ازساير سريال درماه مبارك رمضان موفقتر بوده سوال كرد كه «شاهمحمدي» در پاسخ گفت: من اصلاً قياس انجام نميدهم. همه اين سريالها براي مخاطبان و تأمين شبكهها ساخته شد و به طبع خود مخاطبان بهترين داورانند. هر كدام از اين سريالها وظيفه خود را داشتند تا بخشي از ذائقه مخاطبان را پوشش دهند.
يكي از مدعوين از «بساتيني» در مورد سختي كار بازيگر سوال كرد كه وي در پاسخ گفت: برايم آن چيزي كه مهم بود، اين بود كه من ياد گرفتم درهر سمتي كه فعاليت ميكنم، به كارگردانم اعتماد كنم. كار بازيگري برايم خيلي دشوار بود و به اين رسيدم كه از اين پس به عنوان دستيار كارگردان به تمركز بازيگر كمك كنم و همه انرژيام را بگذارم تا بازيگر ديده شود. برايم كار سختي بود اما شيرين هم بود.
بازيگر نقش «لعيا» افزود: من دستار كارگرداني كردهام، حدود 20 ساعت در روز كار كردهام و خسته نشدهام اما در اين سريال، در روز 12 ساعت بازي داشتم و خيلي خسته بودم چرا حس هر نقش فرق ميكند و من بايد خود را با آن حس آداپته ميكردم.
فهيم در ادامه با اشاره به مسائل موجود در سريالسازي مناسبتي و شبانه، افزود: به نظر من اگر سريال «عبور از پائيز» به صورت هفتگي پخش ميشد «فرخ» را اگر تا تركيه ميشناسند، امروزه تمام دنيا ميشناسند و سريال ماندگارتري هم ميشد. در يك كلام بايد بگويم كه ما در ماه مبارك رمضان، خيلي منفعل عمل كردهايم.
بنابراين گزارش در پايان هدايايي به رسم ياد بود به مهمانان اهداشد و مجري از مدعوين تشكر كرد و گفت برنامه بعدي، نقد و بررسي سريال «نردبام آسمان» است كه زمان آن متعاقبا اعلام ميشود. مراسم رأس ساعت 20 به اتمام رسيد.
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:54
عادل فردوسیپور: «ما آمدهایم که هستیم»!
يازدهمين سري از برنامهي «نود» درحالي شامگاه 30 شهريورماه آغاز شد كه عادل فردوسيپور- تهيهكننده و مجري«نود»- مدت طولاني پخش نشدن اين برنامه را «به طول كشيدن دوران بدنسازي» تعبير كرد. فردوسيپور با صدايي كه ظاهرا به خاطر تكاپو براي آمادهسازي برنامه، گرفته بود، به اجراي برنامه ميپرداخت، در ميانههاي پخش برنامه در خلال چالش با عباس انصاريفرـ مديرعامل باشگاه پيروزي گفت: «ما آمدهايم كه هستيم» پس از مدتها «وقفه» دوران بدنسازي ما طول كشيد تا خدمتتان برسيم.
بر اساس اين گزارش سري جديد «نود» قرار بود ساعت 22و30 دقيقه پخش شود اما در نهايت ساعت 23و30 دقيقه روي آنتن شبكه سه سيما رفت و با عذرخواهي فردوسيپور آغاز شد. او علت اين تأخير را به طول انجاميدن آمادهسازي دكور برنامه ذكر كرد. فردوسيپور در ادامه وعده داد كه با توجه به مساعدت سازمان صداوسيما از هفتههاي آينده، «نود» رأس ساعت 22و30 دقيقه روي آنتن ميرود.
او گفتوگوي ويژه را از بخشهاي جديد سري يازدهم «نود» ذكر كرد و عباس انصاريفر- مديرعامل باشگاه پيروزي، زلاتكو كرانچار - سرمربي و كريم باقري- كاپيتان اين تيم پرطرفدار را مهمانان نخستين گفتو گوي ويژه «نود» دانست و 90 ثانيه، گزارش نود، دوربين نود را از ديگر بخشهاي اين برنامه ذكر كرد كه به مرور و طي هفتههاي آينده روي آنتن ميروند.
نخستين پرسش مسابقه پيام كوتاه «نود» دربارهي مهمترين عامل موثر در شروع نامطلوب پيروزي در فصل اخير بود كه بينندگان بايد از بين گزينههاي بازيكنان، سرمربي و مديرعامل يكي را انتخاب ميكردند. البته طرح اين پرسش با اعتراض انصاريفر و كرانچار روبهرو شد؛ چراكه آنان قضاوت دربارهي عملكرد پيروزي را پس از گذشت هفت هفته از آغاز ليگ برتر فوتبال ايران درست نميدانستند. به اين ترتيب بار ديگر پرسش مسابقه پيام كوتاه «نود» با اعتراضاتي همراه شد.
از نكات جالب توجه در «نود» پرداختن اين برنامه در دقايقي كوتاه به كسب مدال طلاي در مسابقات جهاني كشتي از سوي مهدي تقوي بود كه دقايقي قبل از شروع «نود» به اين موفقيت دست يافته بود.
اما «نود» همانند گذشته با مباحث چالشي همراه بود كه اوج آن در برنامه ديشب در گفتوگوي فردوسيپور و انصاريفر رخ داد. انصاريفر كه پس از تصدي مقام مديرعاملي پيروزي براي نخستينبار در برنامه «نود» حاضر ميشد، از همان ابتدا با موضعي انتقادي نسبت به «نود» صحبتهاي خود را آغاز كرد و از اين برنامه به علت آن چه كه به تصوير نكشيدن حواشي مثبت فوتبال ايران، طرز فكر منفي نسبت به اتفاقات فوتبال و نپرداختن به مباحث ريشهاي اين رشته ميدانست، انتقاد كرد.
فردوسيپور هم با پيش كشيدن مباحثي چون اختلاف انصاريفر با حسين هدايتي - رييس سابق هيأت مديره پيروزي و علي كريمي - بازيكن سابق اين تيم - بحث را آغاز كرد و در ادامه پرسشهايي در زمينه جذب سرمربي و بازيكنان جديد و عقد قرارداد با آنها در يك توليدي پوشاك ورزشي را مطرح كرد.
يكي از اتفاقاتي كه تا حدودي باعث تشديد چالش در برنامه شد، اختلال در ارتباط تلفني در «نود» بود به گونهاي كه صداي افراد پشت خط در استوديو پخش نميشد، اما صداي اغلب آنان روي آنتن ميرفت. به عنوان نمونه تلاش شد با حميد جاسميان و همايون بهزادي - از اعضاي كميته فني پيروزي - ارتباط تلفني برقرار شود اما تحقق اين امر به طور مطلوب محقق نشد، البته در بخش ديگري از برنامه پس از به گوش رسيدن صدايي عجيب كه با «يا ابوالفضل» گفتن فردوسيپور همراه شد، سرانجام ارتباط تلفني در اين برنامه برقرار شد و فردوسيپور با حسين شمس - سرمربي تيم ملي فوتسال ايران - درباره بازي تيمهاي ملي فوتسال ايران با برزيل و درگذشت عدالتخواه - از فعالان عرصه فوتسال - صحبت كرد. در ادامه برنامه از شادروان عباس قريب ياد شد كه چندي پيش فوت كرده و آخرين بازمانده از نخستين تيم ملي فوتبال ايران بود.
براساس اين گزارش در بخش اول و آخر «نود» هوشنگ نصيرزاده – كارشناس داوري – دربارهي مبحث داوري بازيهاي هفته هفتم صحبت كرد؛ البته پس از گذشت دقايقي از بخش اول، فردوسيپور براي برداشتن آچاري كه پشت سر نصيرزاده در دكور جا مانده بود، از جاي بلند شد و از بينندگان به خاطر اين اتفاقات عذر خواست.
پخش خلاصهاي از بازيهاي ليگ برتر فوتبال ايران و اظهارنظر مربيان آنها درباره رقابتهاي تيمهايشان از ديگر بخشهاي «نود» بود و فردوسيپور موضوع هفتهي آينده گفتوگوي ويژه را پرداختن به «باشگاه عجيب و غريب ابومسلم» ذكر كرد.
برنامه «نود»در حالي ساعت 1و5 دقيقه بامداد 31 شهروير ماه به اتمام رسيد كه يك ميليون و دويستوچهلوشش تن از بينندگان در مسابقهي پيام كوتاه اين برنامه شركت كردند و 77 درصد آنان مديرعامل پيروزي را موثرترين عامل در شروع نامطلوب پيروزي در فصل اخير دانستند.
منبع : ایسنا
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:53
اسامي برترين سريالهاي تلويزيوني شصتويكمين مراسم امي اعلام شد.در بخش بازیگری این جوایز نام شهره آغداشلوٰ بازیگر ایرانی مقیم آمریکاٰ هم به چشم میخورد. آغداشلو برای بازی در نقش همسر صدام در مجموعه خانه صدام جایزه را از آن خود کرد. فهرست کامل جوایز این مراسم به شرح زیر است:
عنوان برترين سريال تلويزيوني به سريالي از شبكه اي ام سي با نام «مرد ديوانه» رسيد.
جايزه سريال كمدي را «30 صخره» از شبكه ان بي سي دريافت كرد.
بريان كرنستون با بازي در سريالي از شبكه «اي ام سي»، جايزه امي برترين بازيگر نقش اول مرد را دريافت كرد.
جايزه برترين بازيگر زن يك سريال تلويزيوني به گلن گلوز از شبكه (FX) رسيد.
كيتر گوردون و ماتيو وينر هم به دليل نگارش فيلمنامههاي «مديتيشن در وضع اضطراري» و «مرد ديوانه» جايزه شصتويكمين جايزه امي را دريافت كردند.
جايزه برترين كارگردان سريالهاي تلويزيوني به رود هولكومب رسيد. او سريال «و در پايان» را براي شبكه ان بي سي كارگرداني كرده بود.
چري جونز و مايكل امرسون به ترتيب جايزه برترين بازيگر نقش مكمل مردوزن را دريافت كردند.
جايزه برترين سريال كوتاه امي را سريال «دوريت كوچك» از پي بي اس دريافت كرد. «باغهاي خاكستري» از اچ بي او هم عنوان برترين تلهفيلم موفق را به خود اختصاص داد.
عنوان برترين بازيگر نقش اول مرد سريالهاي كوتاه تلويزيوني يا تله فيلمها را برندان گليسون از اچ بي او دريافت كرد. كن هاوارد از اچ بي او هم جايزه امي برترين بازيگر نقش مكمل مرد را دريافت كرد.
شهره آغداشلو براي بازي در «خانه صدام» عنوان برترين بازيگر نقش مكمل زن در يك سريال كوتاه يا تلهفيلم را به خود اختصاص داد.
عنوان كارگردان برتر سريالهاي كمدي هم به جفري بليتند از شبكه ان بي سي رسيد. او سريال اداره را كارگرداني كرده بود.
منبع : ایسنا
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:52
تهيهكننده فيلم ناتمام «چاي تلخ» بهكارگرداني «ناصر تقوايي» با اشاره به كليه اتفاقات پيش آمده پيرامون توليد اين فيلم، گفت: در صورت تأمين خواستهها، حاضرم توليد فيلم را به مجري طرحي كه از طرف خانه سينما معرفي شود، بسپارم تا اين فيلم هر چه سريعتر به جشنواره فيلم فجر امسال برسد.
سعيد حاجيميري تهيهكننده سينما و مدير موسسه سينمايي سبحان فيلم، با بيان اين كه با توجه به درخواست ناصر تقوايي از مدير عامل خانه سينما و پادرمياني محمدمهدي عسگرپور جهت به دست گرفتن ابتكار عمل در مورد رفع موانع و تأمين شرايط سبحان فيلم، تصميم گيري در مورد چگونگي ادامه توليد «چاي تلخ» را به وي سپرده، تأكيد كرد: در شرايط فعلي، بيش از هر چيز بايد تكليف مخارج صرف شده براي توليد «چاي تلخ» و دكورهاي آن معلوم شود.
وي همچنين اظهار داشت : در صورت تأمين شرايط و خواستههاي به حق سبحان فيلم كه 6 سال پيش بودجهاي معادل توليد دو ونيم عنوان فيلم سينمايي متعارف در آن ايام را هزينه اين پروژه كرده، حاضرم توليد فيلم را به مجري طرحي كه از طرف خانه سينما و با تقبل مسئوليت ايشان معرفي شود و مورد تأييد و وثوق بنده نيز باشد، بسپارم تا اگر مايلند باقيمانده اين فيلم هر چه سريعتر فيلمبرداري شود و فيلم به جشنواره فيلم فجر امسال نيز برسد.
حاجيميري ادامه داد: البته توافق بنده با جناب آقاي عسگرپور شفاهي بوده و داراي مدت اعتبار نامحدود نيست و اگر به زودي تكليف آن معلوم نشود، احتمالاً ديگر براي هميشه پرونده «چاي تلخ» را خواهم بست و براي دكورهايي كه با هزينه بسيار گزاف ساخته شده و در طول 6 سال گذشته نيز با صرف هزينه مجدد از آنها نگهداري شده، برنامه ديگري پياده خواهم كرد، به ويژه آن كه ايشان با ابتكار عمل شخصي و حركت خيرخواهانهاي كه به نيابت از بنده و خودشان و خانه سينما در جشن ملي سينما انجام دادند، حجت بر آقاي تقوايي و تمامي دوستداران ايشان تمام شده و اگر حركت مؤثري اتفاق نيافتد، ديگر انتقادي به بنده وارد نيست كه چرا چنين و چنان ... هر چند اگر فقط مونتاژي از راشهاي بيشمار تصاوير پشت صحنه چاي تلخ روانه بازار ويدئويي كنم (كه اتفاقاً بازگشت سودآوري نيز خواهد داشت) همگان متوجه ميشوند كه ما چه كرديم و استاد گرانمايهمان چه كردند، منتها اينك ديگر بنا نيست رنجنامه صادر كنيم.
وي گفت: بنده به آقاي عسگرپور قول دادهام كه گذشتهها را فراموش كنم و فقط به تكميل يك اثر بهياد ماندني در زمينه دفاع مقدس بيانديشم؛ لذا همچنان بر عهدي كه با ايشان بستم، پايبندم و در اين لحظه حقيقتاً دلم ميخواهد همه چيز ختم به خير شود، هر چند براي اشكال ديگر نيز آمادهام.
سعيد حاجيميري در خصوص فيلم «چاي تلخ» و دلايل قبول تهيهكنندگي آن فيلم در سال 82 توسط وي، گفت: «چاي تلخ» فيلمي راجع به دفاع مقدس و حمله عراق به ايران است كه مسائل بسيار زيبا و جذابي را در زمينه جنگ بازگو ميكند و به مسائلي مانند نفي نژادي بودن جنگ و تاكيد بر مسئله ملي بودن جنگ ميپردازد كه البته از مسائل بديهي جنگ است اما شايد گذر زمان از اين بديهي بودن آن بكاهد و حتي آنها را زير سؤال ببرد. من خواستم اين مسئلة با ارزش تاريخي، ثبت شود؛ آن هم به دست كسي مانند ناصر تقوايي كه در نوع نگاه به جنگ و پرداخت موضوع جنگي ديد خاص و يا لااقل تازهاي داشت، ضمن اين كه خود تقوايي، خوزستاني است و اين مسئله براي او بسيار نوستالژيك بود. به همين خاطر مجموع اين عوامل را در كنار هم به فال نيك گرفتيم و كار را با انگيزه آغاز كرديم كه در طول كار ما تمام خواستههاي آقاي تقوايي و حتي بيشتر از آن را نيز فراهم كرديم كه خود ايشان نيز بارها در مصاحبهها به اين موضوع اذعان كردهاند. حتي من مجبور شدم فيلمنامه «چاي تلخ» را دو بار بخرم؛ يك بار از خود ناصر تقوايي و يك بار هم از حوزه هنري كه دو هفته پس از شروع فيلمبرداري ادعا كرد كه تقوايي قبلا اين فيلمنامه را به آنها فروخته است! يعني در واقع آقاي تقوايي فروش مال غير كرده بودند، منتها من براي آن كه ايشان آشفته نشوند و كار صدمه نخورد، حتي از بيان اين مطلب به ايشان خودداري كردم و از تضييع حقوق سبحان فيلم نيز گذشتم.
وي ادامه داد: همچنين طي قرارداد و ساير صورتجلسات مكتوب، بنا بود فيلم در مدت 45 روز فيلمبرداري شود و ما پس از 4 ماه پيشتوليد، 5 دي ماه 82 فيلم را كليد زديم و تا 27 اسفند فيلمبرداري را ادامه داديم و در آن روز پس از گرفتن 8 ،57 درصد از فيلم ، در 3 روز آخر قبل از تعطيلي حتي يك پلان نيز نگرفته بودند و عين خيالشان نيز نبود. در واقع از 3 روز قبل از اعلام رسمي توقف از سوي ما، آقاي تقوايي خودشان كار را تعطيل كرده بودند.
حاجيميري در ادامه، درباره علل توقف پروژه «چاي تلخ» گفت: متأسفانه از نظر مالي متكي به منبعي لايزال نبوديم و بخش عمده بودجه مصرفي را از محل دريافت وام 27 درصدي از بانكهاي خصوصي تأمين نموديم. من به عنوان يك تهيهكننده خصوصي فقط تا حدي ميتوانستم افزايش هزينههاي فيلم را تحمل كنم. به ويژه آن كه به دليل برخي از حساسيتهاي بيمورد كه آن زمان بر روي بعضي از صحنههاي فيلم وجود داشت، انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس نيز با رعايت حرمت بنده به جاي ممانعت از كار لطف كرد و موضع بيطرفي در مقابل فيلم گرفت ولي فشارهاي روحي و رواني ناشي از اين عدم همراهي، تا به آخر كار بر پروژه سايه افكنده بود و آستانه تحمل ما را از حد طبيعي و متعارف روزبهروز كمتر ميكرد. با اين همه حدود 85 روز فيلمبرداري را به جان خريديم. تا 28 اسفندماه 82 كه كار را تعطيل كردم حدود 255 ميليون تومان نقدينگي مستقيم براي اين فيلم خرج شده بود و حدود 35 ميليون تومان نيز هزينه بخش اداري و دفتري و تهيه كنندگي فيلم در سازمان سبحان فيلم بود و 12 ميليون تومان نيز در 6 سال گذشته فقط صرف نگهداري و حفظ دكورها در اروندكنار شده است .
متأسفانه مشكلات مالي و فشارهايي كه به عنوان تهيهكننده بر من وارد ميشد از يك سو و اتلاف بي دليل سرمايه و وقت و انرژي در صحنه فيلمبرداري از سوي ديگر به حدي بود كه بالاخره در اوج دل آزردگي و خستگي روحي تصميم گرفتم تا توقف توليد فيلمي را كه پيشاپيش از سوي كارگردان محترم متوقف شده بود را رسماً اعلام كنم، به ويژه آن كه تمامي منابع مالي ما داشت صرف فقط همين يك پروژه ميشد و ساير توليداتمان را جداً به خطر انداخته بود.
نوشته شده توسط axinja در شنبه 4 مهر 1388 ساعت 10:50
نوشته شده توسط axinja در سه شنبه 31 شهريور 1388 ساعت 10:53
مدت : 2 دقیقه
کیفیت : ۶۴ کیلو بایت
حجم : ١ مگابایت
فرمت آهنگ : MP3
لینک دانلود :
نوشته شده توسط axinja در دوشنبه 23 شهريور 1388 ساعت 10:47
نوشته شده توسط axinja در پنجشنبه 19 شهريور 1388 ساعت 10:18
نوشته شده توسط axinja در يكشنبه 15 شهريور 1388 ساعت 10:52
نوشته شده توسط axinja در يكشنبه 15 شهريور 1388 ساعت 10:25
عکس گلشیفته فرهانی
نوشته شده توسط axinja در شنبه 14 شهريور 1388 ساعت 10:09
نوشته شده توسط axinja در جمعه 13 شهريور 1388 ساعت 10:28
عکس های سارا شاهی بازیگر سریالهای تلویزیونی در امریکا
نوشته شده توسط axinja در يكشنبه 8 شهريور 1388 ساعت 12:59
نوشته شده توسط axinja در يكشنبه 8 شهريور 1388 ساعت 12:56
نوشته شده توسط axinja در يكشنبه 8 شهريور 1388 ساعت 12:49
نوشته شده توسط axinja در جمعه 6 شهريور 1388 ساعت 10:51
عكس دوچرخه سواری زنان عرب
نوشته شده توسط axinja در جمعه 6 شهريور 1388 ساعت 10:00
عليرضا افخمي اين بار هم سريالش را براي ماه مبارك رمضان آماده ميكند. كارگرداني كه پيشتر سريالهايي چون «او يك فرشته بود» و «زيرزمين» را كارگرداني كرده بود، اين بار تلاش كرده پشت دوربين سريالي بايستد كه حداقل به لحاظ قصه تفاوتهاي عمدهاي با ساختههاي پيشيناش دارد. در سريال تازه او به نوعي عنصر سفر در زمان برجسته است، اما آيا او موفق ميشود خاطره موفقيت سريالي مثل او يك فرشته بود را دوباره زنده كند؟
پنجمين خورشيد، داستان 2 دوست قديمي را روايت ميكند. حوادث داستان در سال 65 ميگذرد؛ سالي كه اين دو وضعيت اقتصادي خوشايندي ندارند و اين در و آن در زدنهاي آنها هم كاملا بيفايده است، اما ناگهان اتفاق عجيبي ميافتد و آن دو شيء عتيقه خاصي پيدا ميكنند كه توانايي شگرفي در سفر به زمان دارد. يكي از اين دو دوست به نام مهدي وسوسه ميشود با اين عتيقه سفري را آغاز كند، او به 23 سال آينده سفر ميكند و يكباره خود را در سال 1388 در تهران امروز مييابد.
او كه با پديدههاي تازه و دور از ذهن مواجه شده، تحتتاثير دنياي اطرافش دلبسته دختري به نام هما ميشود. او فكر ميكند زندگي آرماني خود را يافته است، اما در ادامه اتفاقاتي رخ ميدهد كه مجبور ميشود دوباره به سالهاي گذشته سفر كند.كار نگارش فيلمنامه اين سريال توسط عليرضا افخمي و سجاد ابوالحسني انجام گرفته و داوود هاشمي هم كار تهيهكنندگي اين سريال را به عهده دارد.
شهرام قائدي، مهدي سلوكي، حميد گودرزي، مريم كاوياني، شبنم قليخاني، انوشيروان ارجمند، مهوش صبركن، كاميار محبي، حسن نجفي، پندار اكبري، نسيم گراميپور، توفان مهرداديان، عسگر قدس و... بازيگراني هستند كه در اين سريال به ايفاي نقش ميپردازند.
پيشبيني ميشود تصويربرداري اين سريال كه از 30 ارديبهشت آغاز شده، همچنان ادامه داشته باشد. تدوين همزمان اين سريال نيز توسط افسانه افخمي و رضا سوراني انجام ميشود و تاكنون 7 قسمت آن آماده شده است.
در ساخت اين سريال كه در 26 قسمت 30 دقيقهاي آماده ميشود حسنعلي اسدي (مدير تصويربرداري)، عزيز عليزاده (مديرتوليد)،رضا فخاريه (جلوههاي ويژه) و آيدين ظريف (طراح صحنه و لباس) همكاري ميكنند.
عليرضا افخمي بجز نظارت كيفي برخي از آثار تلويزيوني، نويسندگي مجموعههايي چون وفا، اغما و روز حسرت را نيز به عهده داشته است.
پنجمين خورشيد، در گروه فيلم و سريال شبكه 3 و براي پخش در ماه مبارك رمضان امسال آماده ميشود.
نوشته شده توسط axinja در سه شنبه 20 مرداد 1388 ساعت 08:09
صفحه قبل | صفحه بعد



